معرفی شاعران سراب: آقای حاج نادر بابایی رازلیقی از شاعران ادبیات مذهبی ترکی و فارسی
در میان هیاهوی محلههای قدیمی تهران، جایی در نزدیکی میدان فوزیه (امام حسین فعلی) و در پسکوچههای باصفای «محله صفا»، در سال ۱۳۳۴ خورشیدی، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها حنجره و قلم خود را وقف آستان آلالله کرد. حاج نادر بابایی، شاعر، مداح و نویسندهای است که زندگیاش آمیختهای از نظم نظامی، تفکر حوزوی و سوزِ شعر عاشورایی است.
در این گفتگوی صمیمانه، پای صحبتهای این پیرغلام و ادیب فرزانه نشستهایم تا از مسیر پر فراز و نشیب زندگی، اولین جرقههای شاعری در یازدهسالگی، خاطره شفایافتن در بیمارستان و دغدغههایش برای آینده مرثیهسرایی ترکی بشنویم.

حاج نادربابایی شاعر ادبیات مذهبی ترکی
از تحصیلات حسابداری و خدمت در ارتش تا حجره درس حوزوی
حاج نادر بابایی پس از گذراندن دوران تحصیلی و اخذ مدرک فوقدیپلم حسابداری، مسیر خدمت در ارتش را برگزید. اما عشق به معارف اسلامی، او را به زانو زدن در محضر بزرگان کشاند. او بخشی از دروس حوزوی خود را در محضر «امیر زادهایرانی» (دومین نماینده فقید مردم شریف اردبیل در مجلس شورای اسلامی) گذراند؛ دورانی که شالوده فکری و معرفتی او را محکمتر کرد.
طفولیت، طفلان مسلم و نخستین شعر در ۱۱ سالگی
علاقه وافر حاج نادر به شعر و ادب از همان دوران کودکی شکل گرفت. او این قریحه ذاتی را هدیهای الهی برای خدمت به ولایت میدانست.
«شروع کار من از دسته عزاداران “طفلان مسلم ابن عقیل” بود. آنجا مداح دسته بودم. شور و حالِ حسینی آن دوران، در سالهای ابتدایی مدرسه دستم را به قلم آشنا کرد. اولین جرقههای سرودن شعر را در ۱۱ سالگی و در مقطع ابتدایی تجربه کردم.»
این مسیر خیلی زود او را در ۱۲ سالگی به دسته بزرگسالان رساند. او در کنار خواندن، نوشتن را هم ادامه داد و در این مسیر از اقیانوس ادبیاتِ شاعران سلف بهویژه اساتید بیبدیلی چون مرحوم حاجی یحیوی، مرحوم حاجی اول، مرحوم حیرانی و مرحوم رحیم منزوی اردبیلی بهره برد و اشعار آنها را به صورت الحاقی در نوای خود جاری ساخت.
ماجرای آن شب بارانی در بیمارستان؛ زایش اولین شعر رسمی
یکی از زیباترین و تاثیرگذارترین خاطرات زندگی حاج نادر بابایی، به دوران نوجوانی و حادثهای در ورزش جودو برمیگردد. ضربه شدیدی که به کلیه او وارد شد، وی را راهی تخت بیمارستان و عمل جراحی کرد.
«روی تخت بیمارستان بودم که صدای زمزمه و گریه شنیدم. پنجره را که باز کردند، دیدم بچههای دسته عزاداری برای عیادت و دعا به جلوی بیمارستان آمدهاند. آنها با چشمانی اشکبار روضه حضرت علیاصغر (ع) را میخواندند؛ روضهای سوزناک از مرحوم استاد رحیم منزوی با این مضمون:
الهی گئتدی اصغریم، شافاق قارالدی گئلمدی
اوره ده قالدی الریم، شافاق قارالدی گئلمه دی…
آن شب، زیر بارانِ دعا و با دلی شکسته و منقلب، تحت تاثیر شعر استاد منزوی، اولین شعر رسمی خودم را روی تخت بیمارستان سرودم:
بهاریم اولدی تز خزان، سارالدی غنچه ام، آچمادی\ بهاریم اولدی تز خزان، سارالدی غنچه ام، آچمادی بهاریم اولدی تز خزان، سارالدی غنچه ام، آچمادی
دایاندی باخدی باغبان، سارالدی غنچه ام آچمادی\دایاندی باخدی باغبان، سارالدی غنچه ام آچمادی دایاندی باخدی باغبان، سارالدی غنچه ام آچمادی
گئدنده تشنه اصغریم، دئدیم گئلر بو گولشنه\ گئدنده تشنه اصغریم، دئدیم گئلر بو گولشنه گئدنده تشنه اصغریم، دئدیم گئلر بو گولشنه
قوجاقیمه قیتمدی، قئیتدی قوناقی منهقوجاقیمه قیتمدی، قئیتدی قوناقی منه قوجاقیمه قیتمدی، قئیتدی قوناقی منه
دئدیم که دیل آچار بالام، شیرین شیرین دیئر ننه\ دئدیم که دیل آچار بالام، شیرین شیرین دیئر ننهدئدیم که دیل آچار بالام، شیرین شیرین دیئر ننه
خبری گئلدی ناگهان… خبری گئلدی ناگهان… خبری گئلدی ناگهان…
زمزمههای مادری؛ ریشه سوز و گداز اشعار
استاد بابایی ریشه اصلی این قریحه و سوزِ درون را در تربیت مادری مؤمنه و اشعار و دعاهایی میداند که والده گرامیاش در کودکی همواره به عنوان ورد زبان برایش زمزمه میکرد. اشعاری جانسوز مانند:
چمن آغلار گول آغلار\ چمن آغلار گول آغلار \ چمن آغلار گول آغلار
سیزیلدار سنبل آغلار\سیزیلدار سنبل آغلار\ سیزیلدار سنبل آغلار
خزان یلی اسنده\خزان یلی اسنده\ خزان یلی اسنده
گول آغلار بلبل آغلار\گول آغلار بلبل\ آغلار گول بلبل\ آغلار بلبل آغلار
یوخدی وئرن پای منه\یوخدی وئرن پای منه\ یوخدی وئرن پای منه
ائل یم گئدیب وای منه\ائل یم گئدیب وای منه\ ائل یم گئدیب وای منه
یول گوزلیب آغلاماخ\یول گوزلیب آغلاماخ\ یول گوزلیب آغلاماخ
یاخجی قالیب پای منه\یاخجی قالیب پای منه\ یاخجی قالیب پای منه
و دعاهای پرمغزی که ملکه ذهن استاد شد:
«خدایا آند وئریرم جلال و جلالتوه، آخرین نفس عمره جن، منی الدن ایاقدان، گوزدن قولاخ دان، عقل و ایماننان، نطق و بیاننان محروم ائلمه…» (خدایا تو را به جلال و عظمتت سوگند میدهم، تا آخرین نفسهای عمرم، مرا از دست و پا، چشم و گوش، عقل و ایمان، و نطق و بیان محروم مگردان).
آسیبشناسی مرثیۀ ترکی
حاج نادر بابایی با تأکید بر غنای شگرف ادبی و عاطفی در نوحهسرایی ترکی، معتقد است این هنر اصیل بهواسطهی نجابت و حجب سنتیاش، عمدتاً در فضاهای بومی و محلی همچون مساجد و حسینیهها محصور مانده است. وی محدودیت در بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای را یکی از چالشهای بنیادین در مسیر ترویج این میراث آیینی میداند.
ایشان برای برونرفت از این گسست و انتقال مفاهیم به نسل نو، راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد:
- نوسازی ساختارها: تلفیق برنامههای آیینی با قالبهای نوین رسانهای.
- هویتبخشی به نسل جوان: بازشناسی این حقیقت که بنمایههای ادبیات کهن بر ستونهای مدح و مرثیهی اهلبیت (ع) استوار شده است.
شایان ذکر است که تقریبا به بیست درصد از سرودههای استاد بابایی در تمامی آثارشان، به زبان فارسی است.
کارنامه ادبی و تجلیلها
حاصل سالها دست به قلم بودن استاد، کتابهای ارزشمندی است که زینببخش کتابخانههای حسینی است:
• بهانه بکاء
• سفینه النجاه
• منادی عزا
• نوای نینوا
• طلیعه عزا
• تغزل صفا
خدمات ارزشمند ایشان بارها از سوی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران و هیئتهای مذهبی مورد تجلیل قرار گرفته است. همچنین به واسطه ارتباط صمیمی و نزدیکی که با مجاهد نستوه، آیتالله شهید آلهاشم داشت، بارها برای اجرای برنامههای آیینی به شهر تبریز دعوت کردند.

شعر استاد حاج نادربابایی برای سراب وطن، به خطِ زیبای خودِ ایشان؛ یادگاری از جنسِ عشق و هنر
چشمانداز آینده و آرزویی برای دیار مادری
استاد بابایی در پایان این گفتگو، با ابراز خرسندی فراوان از رشد و تعالی فرهنگی و عمرانی دیار مادری خود ابراز داشت:
«بسیار خوشحالم که میبینم دیار مادریمان در حال شکوفایی است و به جایگاهی میرسد که شاید روزی آرزو و ایده آلِ گذشتگان ما بود؛ همانها که امروز دستشان از دنیا کوتاه است. برای نسل جدید نخبگان و فرهیختگان این مرز و بوم صمیمانه آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم با همت این جوانان، آیندهای درخشان، روشن و بیمانند را برای این خاک پاک شاهد باشیم.»
توضیحات مدیر و موسس «سرابوطن»:
آثار استاد بابایی دربرگیرندهی انواع قالبهای ادبی است و سرودههای ایشان در مدح اهلبیت (ع)، از حیث زیبایی و غنا، با اشعار بزرگان تاریخ ادبیات همچون «شاهخطایی» و «فضولی» پهلو میزند. با توجه به این جایگاه، پیشنهاد میشود در کرسیهای ادبیات ، مخصوصا کرسی های ادبیات ترکی در دانشگاه تبریز، دانشگاه علامه طباطبایی و یا کرسیهای ادبیات جهان، پایاننامهها و رسالههایی به بررسی آثار گرانقدر ایشان اختصاص یابد؛ بهویژه آنکه برخی از آثار استاد تاکنون با تیراژ بالا به چاپهای متعدد رسیده است.
شایان ذکر است مدیر «سرابوطن»، رایزنیهای لازم را جهت تحقق این امر در کرسیهای ادبیات ایران و جهان پیگیری خواهد کرد. بدینوسیله مجموعه «سرابوطن» مراتب سپاس و قدردانی خود را از استاد حاج نادر بابایی اعلام میدارد.
«این گفتگو با همکاری مدیر «سرابِ وطن» و امیرحسین ایزدخواهی، مسئول گروه مفاخر، بزرگان و شخصیتها در سرابِ وطن، در محفل اهالی «رازلیق» مقیم مرکز (مسجد مسجد حضرت زینب (س) در تهرانپارس) انجام شده است. گفتنی است که استاد بابایی، در بازسازی این مسجد نقشی بیبدیل ایفا نمودهاند.»

تصویری ماندگار از دیدار صمیمانهی استاد حاج نادر بابایی و دکتر مرتضی فیروزی، مدیر و مؤسس «سرابوطن»
